تبلیغات
**Life is more beautiful with a smile** - im sorry
 
**Life is more beautiful with a smile**
درباره وبلاگ


**اینجا همه با هم دوستیم دشمنی معنی نداره لبخند شادی میاره گریه جز غم و غصه چیزی نداره اگه دوست ما هستی اگه لبخند رو لباته بیا اینجا متعلق به خودته**

مدیر وبلاگ : Nina
نظرسنجی
چه داستانی نظرتون رو جلب میکنه؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 24 تیر 1394 :: نویسنده : park dong sub
سلام
ادامه لطفا
اگه خسیس نیستید نظر بزارید خخخ

-یعنی تو منو با اون پسره تنها گذاشتی
-همچین میگه انگار چیکارشکرده
-اووووو بیا اینجا بخواب بگم
-هههییییععع کاری کرده
-ههیییععععع نه اونطوری من خواب بودم دیگه بیابخواب بگم
فرهت همون حالتی که من خوابیده بودم خوابید
منم همونکاری که جونگمین کرده بود رو با فرهت کردم
فرهت از جاشبلند شد ونشست و گفت جون مننننن
بی معنی نگاشکردم
-من با تو شوخی دارم
فرهت لبخندی شیطانی زد و گفت خوب از خداتم باشه میگم برای چی گونه هات قرمز شده کار
دیگه ایم کرد
دوباره همونطوری نگاش کردم
74 | P a g e
-جون من خدایی خوشت اومد دیه تو که میگفتی عاشقشی
-من عاشق هیونگم خانم
فرهتبرا یه لحظه خشکشزده بود مطمئنن نگرفته بود
-یعنی داری میگی عاشق هیونگی
-خنگه اگه اینطور باشه شمام میگفتی عاشق هیونی خوب
-خوب من الان نمی گفتم قبلا که ندیده بودیمشون رو میگفتم اونم به عنوان یه طرفدار
-خوب دیگه منم به عنوان طرفدار عاشق هیونگم جونگی رو دوست دارم از هیون خوشم میاد و کیو
یونگسنگم دقیقا نمی دونم
-اهان
-بله اهان
-یعنی ممکنه این حسا به عنوان طرفدار نباشه البته یه روزی
-خوب خدا میدونه
-حالا اون رو بیخیال پاشو یه چیز گرم بخور صدات خوب شه البته فکر نکنم
75 | P a g e
-وای ساعت چنده
-خوب از وقت صبحونه گذشته
-یعنی خواب موندیم
-نه بابا خیلی قشنگخوابیده بودی بیدارت نکردم که اقای حسینی زنگزد گفتبرم لابی بابام یه
پیغام داده بوده مث اینکه همون موقع بزغاله اومدو وقتی دید شما خوابیدی گفت صبر میکنه بیدارشی
و منم تو رو سپردم به اون و اونم برای اینکه نرفتیم صبحونه بخوریم نگران شده بود و اومده بود ولی
وقتیم که اومدم نگو اقا خیانت در امانت کرده .راستی اون یخ خشکم سرو کلشپیداششد باورکن
وقتی دیدمشبه خاطر اون سوتی اون روزی حسابی خجالت کشیدم
-اوووههه نفسبگشخفه نشی حالااون اینجا چی می خواست
-نمی دونم با تو کار داشت نگو به اونم معذرت خواهی طلب داری
-نه بابا دیگه چی گفت اصلا کامل توضیح بده برام
-اومد در زد درو باز کردم...
-اههههه اینارو نمی گم بعدش
76 | P a g e
-خوب گفت می خواد با تو صحبت کنه منم روم نشد بگم تا الان عینهو خرس خوابیدی گفتم فعلا در
دسترسنیستی منظورم رفتی حموم بود اونم با هوش خودش فهمید وگفتشکه وقتی در دسترس
بودی بری به یه ادرسی کارت داره
-جون من خوب اون با من چیکار داره مثلا
-نمی دونم فککنم می خوادمث جونگمین..
-ببند
-چشم
-کدوم ادرس
.....-
-دبنال دیگه
-خودت گفتی ببندم
-بگو
-صدات افتضاحه چیکار کردی با هاش ترکوندیشها اهان اون صدای خفیفجیغی که باعث شد
خواب نازنینم تیکه پاره بشه صدای شما بود که داشت تیکه پاره میشد
77 | P a g e
-به خاطر اون هیونگبود
-هیونگ
-اره دیشبپیام داد گفت دوشنبه شبمیان دنبالمون میریم مقر
-یعنی قبول کردی
-نه دیگه
-اهان یعنی پسفردا دیگه اخ جونمی
-فرهت
-هان چیه خوب خوشحالی نکنم چیکارکنم بشینم مثل تو هنجرم رو جرواجر کنم صدام عینهو گراز
بشه
-چیی
-شرمنده از دهنم در رفت غلط کردم
-خوب ادرسکو
-اهان تو یه برگه یاداشت کردم گذاشتمشرو میز راستی با این صدات یه کاری بکن خیلی داغون
78 | P a g e
-صد دفعه گفتی فهمیدم
ادرسرو خوندم ماشالا زبون نوشتنمونم خوب بلد بود انگار نه انگار دورگسمازبون خودمونو بازور
حرف میزنیم ایشون اینطوری
به ادرسی که داده بود رفتم البته چون ادم وقت شناسیم سر ساعتی که گفته بود رسیدم حالا همچین
میگم ادرس انگار کجابود رو به رو ی هتل یه کافی شاپ بود درسترو به روی هتل ها
وارد که شدم پشتشبه من بود البته منم قدرت شناساییم قوی زود شناختمشرفتمو خیلی پرو رو به
روش نشستم
سرشرو پایین اندا خته بودولی بادیدنمن تو چشمام با تعجب نگاه کرد اما من روم رو چرخوندم و با
خونسردی به یه سمت دیگه نگاه کردم خنده ای کرد و گفت همیشه اینطوری میری سر قرار
-قرار چه قراری گفته بودی کارم داری منم اومدم ببینم چیکار داری خوب
-خوب همینم میشه یه قراری برا خودش
-خواستم جوابشو بدم ولی چیز خواصی رو زبونم نیومد برا همین ساکتشدم
-خوب درواقع کاریت نداشتم و خواستم به خاطر اتفاق تو موزه ازت عذر بخوام
79 | P a g e
خوب حتما میگید چه اتفاقی اون روزی که رفته بودیم موزه من یه لیوان اب دستم بود و میخواستم
کوفتکنم که این اقا با من برخود کردن و باعث شدن بریزه رو لباسم وفرهت خانم هم یه سوتی داد
نگید چی یه چیزی دیگه خوب اومد و بدون اینکه یارو روببینه گفتمنا خودت رو خیسکردی
خلاصه ابروم رو برد هیچی بعد گفت الان همه فکمیکنن... اما بادیدن یخ خشکادامه نداد گفت
ببخشید شما که فکر اشتباهی نکردید منا حتما باز دست و پا چلفتی شده ریخته روشمنم دستشرو
گرفتمو با خودم بردمش قبل اینکه بیشتر از این سوتی بده و دیگه یخ خشکرو ندیدم
-خوب اون روز وقت نشد برای همین به خاطر اتفاقی که افتاد معذرت میخوام
ناخوداگاه یاد جونگمین افتادم زیر لب گفتم
-اگه اون روز همینطوری معذرت خواهی می کردی چی می شد از این یاد بگیر
-چی
-هان هیچی با خودم بودم
-همیشه همینطوری
-چطوری
-خوب عکسالعملات در مقابل دابلسو الان کلا همیشه رو میگم
80 | P a g e
فقط لبخندی ساختگی زدم که با عث شد دوباره بخنده از این که می خندید حسابی تعجب کرده بودم
-تو الان داری میخندی ... یعنی شما
-خوب تو باعثششدی تا حالا کسی اینقدر من رو نخندونده بود
-یعنی من باعثمیشم بخندی اونم تو یعنی شما
-حتما به نظرت خیلی ساکتم و تو خودمم نه
-خوب اونطوری نه ولی با اجازتون بهتون میگم یخ خشک
-یخ خشک
-اممم خوب اسم واقعیتون رو بلد نیستم
-اسمم تای مینهو و تو
مارو باشبهشمیگفتیم شما بابا خانمی گفتن بهم میگه تو تو کی باشی که ا منا با ادب باش
پرسشگرانه نگام می کرد و منتظر من بود
-من منا هستم
-منا
81 | P a g e
-بله ؟!
خنده ای کرد وگفت فقط تاییدشکردم
-اهان
....-
خوشحالم که باعث میشم لبخند بر لبتون بیاد اخه دلقکیم برا خودم
چون لحنم یکم جدی بود فکر کرد نا را حت شدم وگفت از حرفم ناراحت شدی
-چی نه .. ناراحت نشدم خوب همه اینومیگن
-میدونی تو خیلی شادو پرانرژی تا حالا دختر مثل تو ندیدم
جون من !! از این حرفا خوشم نمی یومد نامرد خوب راهشو یاد داشتبرا همین گفتم
- خوب چیزی سفارش دادید
اصلا عاشقی بودا همونطوری زل زده بود بهم
دستم رو جلو چشماشتکون دادمو گفتم اقا ؟!
-بله ؟
82 | P a g e
خدارو شکر به خودش اومد
-میگم چیزی سفارش دادید ؟
-نه
یه جوری بهشفهموندم که باید یه چیزی بده کوفتکنم به حساب خودشقرار بود ولی نچ نچ
هیچی بلد نبود البته از همچین ادمی نباید انتظار داشت
گارسون رو صدازد
من چیز خاصی سفارشندادم فقط یه لیوان اب پرتغال اخه عاشق اب پرتغالم ودر هر مکانی اون رو به
هر نوشیدنی دیگه ای ترجیح میدم یکیشمثل الان
اونم مثل همیشه یه فنجون قهوه ولی من خیلی زود گفتم ایشون هم اب پرتغال میخورن
با تعجببه من نگاه می کرد
خودم رو زدم به اون راه
هنو با تعجب نگام میکرد
گلوم رو صاف کردم وسرم رو پایین انداختم دست بردار نبود
83 | P a g e
با خونسردی تو چشماش نگاه کردم لعنتی چقدر عمیق بود راستی اینم بگم رنگچشماشقهوه ای
بود داشتم تغییر قیافه می دادم که گفت
-اب پرتغال
-خوب پسچی
-قهوه می خواستم
-ببین مگه نگفتی این یه قراره وقتی من یه چیزی سفارش دادم شما هم باید مثل همون چیز رو
سفارش بدی
-من همچین نظری ندارم
-خیلی خوب بزار وقتی من رفتم انقدر قهوه بخور تا ... ادامه ندادم دوباره داشتم زیاده روی میکردم
-پسقبول کردی سرقرار با منی
-کی من نه من کی قبول کردم حرف تو دهنم نزار یعنی نزارید
-خودت گفتی این یه قراره و من باید چیکار کنم
-من گفتم از نظر تو
-پستا حالا زیاد قرار داشتی
84 | P a g e
-اصلا..... یکم فکر کردم که الان فکمی کنه من چیزم و چیز براهمین گفتم
-قرار داشتم ولی نه زیاد اونم اونطوری که فکر کنی راستشو بخواین دروغ گفتم
-پسباید تا حالا با جونگمین قرار گذاشته باشی
-داشتبحث شخصیت رو میکشید وسط و دهنم رو باز میکرد خودم رو کنترل کردمو گفتم چطور
-فکر بد نکن..
-من همچین کاری نکردم
-خیلی خوب بزار بقیه حرفم رو بزنم
-بزنید من که کاری ندارم
خنده ای کرد وگفت منظورم اینه که چون با دابلسخیلی صمیمی هستید و جونگمینم خیلی بهت
نزدیکو از تو چشماش میشه خوند که...
-خوب نمی خواد ادامه بدید ما با دابلسصمیمی نیستیم اینم قبلا گفتم اون جونگمینم چون بهشیه
معذرت خواهی بدهکارم بهم گیر داده تا معذرت خواهی بگیره و از تو چشماشم چیزی در نمیاد جز
همین
-خوب از رفتارات معلومه بهشخیلی اهمیتبدی
85 | P a g e
اب پرتغال ها رسید نصفاب پرتغالم رو سر کشیدمو گفتم
-من بهشاهمیتنمی دم ببینم ولی شما خیلی به من اهمیتمی دین که این چیزا رومی دونیدو می
گید
برای یه لحظه ساکت شد
اخ جون تیرم خورد به هدف د بگو دیگه
-نه من فقط چون کاراتون جلب توجه میکنه وتا حالا یه ایرونی ندیدم به هتون اهمیتمیدم تا ببینم
ایرونی ها چطورن
با خودم گفتم همینطوری که میبینی اره جون خودت هرزنی وقتی یه مرد بهشون نگاه میکنه منظور
یارو رو میفهمن
-یعنی شما تا حالا ایرونی ندیده بودید
-خوب سفر بعدیم ایرانه تا الانم نتونستم پی ش باشم چون نتونستم و الانم بعد از چند سال منتظر موندن
میخوام بفهمم کیم
-یعنیتو تو تا الان نه تو کره بودی و نه تو ایران
86 | P a g e
-من از بچه گیم تو اروپا بزرگشدم مادرم تو اروپا زندگی میکرد بابامم تو اروپا بوده واونجا باهم
اشنا شدن واز دواج کردن
-خوب برای چی یعنی تا الان نمی دونستی ایران و کره چه جور جایی
-مادرم که کره ای بود زبون کره ای رو بهم یاد داد و بابمم که ایرونی بود زبون فارسی رو بهم یاد
داد در حال حاضر فقط با زبون های این دوتا کشور اشنام واز فرهنگشون خبری ندارم
بابا بیوگرافیشوکامل گذاشتکفدستم منم گفتم
من با این که ایرونیم ولی عاشق اینجام ولی فرهنگم که خودت میبینی
-خوب تو با همه ی دخترایی که دیدم فرق داری شاید چون فرهنگت با اروپایی ها فرق داره
اینطوری
با خودم گفتم 60 درصد فکرکردی که چی ما اینیم دیگه
-راستی ایران که به اروپا نزدیکتره چرا اول اومدی کره اصلا تو ایران کسی رو داری
-خوانواده مادرم هستن ولی مادرم چیزی ازشون نگفته ولی خوانواده پدرم تو اروپا بودن ومن با اون
ها در ارتباط بودمو بیشتر از کره اطلاعات داشتم تا از ایران برای همین اول اومدم کره
87 | P a g e
-خوب در این صورت وقتی اومدی ایران من کمکت میکنم با فرهنگمون اشنا بشی راستی اسمت
برای چی کره ایه
-خوب اسمم رو بابام با موافقتمامانم انتخاب کردن تو برای چی صدات اینطوری شده
اخ لعنتی چه غلطی کردیما
تا خواستم جوابشو بدم صدای گوشیم در اومد گفتم شما یکم بخور خوشمزسها
فرهتبود
-الو
-کوفتمثل اینکه خیلی بهت خوش گذشته بیا اینجا که این پنج تا اعصاب برام نذاشتن
-برای چی چیشده باز
-بگو چی نشده بیا خودت میفمی زود بیا این جونگمین وقتی فهمید پیشاون یاروای داره دیونه
بازی در میاره و ادرسمیخواد زود بیا تا ادرسرو ندادم
-باشه باشه اومدم
-کیفم رو برداشتم و گفتم خیلی ممنون به خاطر اب پرتغال خوشمزس بخور. خوب دیگه یه مشکلی
پیشاومده من باید برم
88 | P a g e
-بازم جونگمین
-اره شرمنده راستی معذرت خواهیتم قبول خداحافظ
****
خیلی سریع خودم رو به هتل رسوندم به فرهت اس دادم که تو لابیم
به اتاق رسیدم فرهت دم در منتظر بود
-سلام باز چی شده
چه سلامی برو ببین چی شده
وارداتاق شدم هیون و هیونگرو یه تخت و کیو یونگسنگم رو یه تخت وجونگمینم رو کاناپه
نشسته بود با اخم به روبه روشنگاه میکرد با دیدن من به سمتم اومد و دستبه کمر رو به روم ایستاد
تو چشماشزل زدم و یاد حرف های مینهو افتادم یه جورایی داشتم به حرفشمیرسیدم که جونگ
مین گفت
-کجابودی
خوب نامرد بزار داشتم یه لحظه احساسی میشدم ببین خودت نذاشتی
-به شما چه ربطی داره
89 | P a g e
-بااون پسره رفته بودی بیرون
-اره
-تو ..توبااون چیکارداری اون یه غریبست یعنی انقدر زود به یه غریبه اعتماد کردی باهاشرفتی
بیرون
-خوب اون دیگه غریبه نیست
-یعنی چی یعنی باهاش دوست شدی
هیون از جاشبلند شد و پشت جونگمین ایستاد و گفت جونگمین
دلم به حالشسوخت اخه داشتم از تو چشماشیه چیزای میخوندم که روشرو یه طرف دیگه کرد
لعنتی تا یه چیزی میفهمم روشرو یه طرف دیگه می کنه براهمین نخواستم بیشتر از این ناراحتبشه
گفتم
-نه
-یعنی باهاش دوست نشدی
-نه یه معذرت خواهی بهم بدهکاربود برای همین رفتم پیششولی این چه ربطی به شما داره
نفسعمیقی کشید چشمم به هیونگافتاد که اونم نفسعمیقی کشید و چشماشرو بست
90 | P a g e
رو به جونگمین که هنوز ساکتبود گفتم خوب دیگه پرسو جو تموم شد
-صدات چرا اینطوری سرما خوردی
-شما دکتری
-پسچرا اینطوری شدی مطمئنی
روبه هیونگکه این حرف رو زده بود گفتم مطمئنم عزیزم
اه از دهنم پرید بیرون همه با تعجببه من نگاه می کردن فرهت با ارنجشبه پهلوم کوبیدو گفت
خاكتو سرت زود جمشکن من میگم عاشقی گوشنکن
-خوب این یکاسطلاح لفظی مثلا من به تو میگم مرسی عزیزم به فرهت میگم چشم عزیزم تو
فرهنگما اسطلاح لفظی
چه چرت و پرت هایی ریختم وسط
هیونگبا شنیدن عزیزم اززبون من چشماشبرق میزد وجونگمین اخم هاشتو هم رفته بود
اما با اون چرت و پرت هایی که گفتم که خدارو شکر باورشون شد بحث خاتمه پیدا کرد
کیو گفتما اومدیم تا درباره ی شرط هایی که جونگمین گذاشته بود باهاتون حرف بزنیم چون
جونگمین تو شرط هاش تغییر ایجاد کرده




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 22 فروردین 1396 07:43 ب.ظ
The other day, while I was at work, my cousin stole my iPad and tested to see if it can survive
a thirty foot drop, just so she can be a youtube sensation. My iPad is now broken and she has 83 views.
I know this is entirely off topic but I had to share it
with someone!
دوشنبه 29 تیر 1394 10:22 ب.ظ
یک شنبه گذشت...ولی نذاشتی
park dong sub عزیزم میخوای راحت باشی برو تو وبم یا همون دهکده دانلودش کن لینکشو گذاشتم ولی اونم نصفست بعد باقیشو تو وبم گذاشتم
گرفتی خودم که نگرفتم چی گفتم خخخخخخ
دوشنبه 29 تیر 1394 02:42 ق.ظ
بقیه کی میزاری
park dong sub سلام شرمنده گلم یه مشکل بزررررررررررگ پیش اومده تا چن وقتی نمی تونم بیام پشت کامپیوتر ولی حل شد چشمممم
پنجشنبه 25 تیر 1394 09:16 ب.ظ
قسمت بعدو کی می زاری؟؟؟ لطفا سریع بزار مرسییییی
park dong sub یکشنبه ایشالا
پنجشنبه 25 تیر 1394 12:43 ق.ظ
چشم میبینی دارم زیادش میکنم می خوام ده پارتی بشه
چهارشنبه 24 تیر 1394 11:30 ب.ظ
راستی اپ کردم برو ببین درباره ss501 از زبون خودممه
داستانو تصمیم گرفتم زیادش کنم بعد بزارم
Nina افرین دختر با من گشتی فعال شدی باشه حتما نگاه میکنم کامنتم میزارم مشکلی نیست خوشکلم هر موقع تونستی داستانت و بزار ولی اگه قبلش قول دادی مثلا دوشنبه داستان و بزاری بدقولی نکن باشه منم اگه میبینی داستان و دیر به دیر میزارم قبلش قولی نمیدم مگه اینکه به تو قول بدم اونم که دیدی هر وقت قول دادم پاش وایستادم
چهارشنبه 24 تیر 1394 11:28 ب.ظ
وای خیلی زیبا بود منتظر قسمت بعدی هستم
park dong sub مرسی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر