تبلیغات
**Life is more beautiful with a smile** - داستان عشق کره و اعتراف به عشق
 
**Life is more beautiful with a smile**
درباره وبلاگ


**اینجا همه با هم دوستیم دشمنی معنی نداره لبخند شادی میاره گریه جز غم و غصه چیزی نداره اگه دوست ما هستی اگه لبخند رو لباته بیا اینجا متعلق به خودته**

مدیر وبلاگ : Nina
نظرسنجی
چه داستانی نظرتون رو جلب میکنه؟










آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سه شنبه 30 تیر 1394 :: نویسنده : السا
سلام دوستان................


داستان عشق کره و اعتراف به عشق  ....................

ببخشید دیر اومدم به خاطر نتم هی وصل میشد هی قطع ....

 

 

 داستان عشق کره پارت  3   

 

خواهش و بعد رفتم  آه راستی فراموش کردم بگم 

من خیلی دوست های کره ای دارم مثل ....یونا و دابل 

اس ....بونا ....الینا...هارا و.....

4 سال بعد ...... منو دعوت کردند برای  کنسرت

خدایی دلم برای کره تنگ شده بود ....برای دوستام  و 

مین هو ها  خیلی تنگ شده بود .

 بهتره برم بازار یه دور و وری بزنم  ایست کن ببینم نکنه این همون مینهو خودمونه .....نگاه کن موهاش و چکار کرده آه ...یادم رفت درباره ی شخصیتش بگم ....

اون غیرتی به تمام معنا ست و به مدل موهاش توجه

 زیادی میکنه و مهربونه ..

ولی اون یکی کوچیکتره بچه فرهاد خیلی مهربون  و 

خون گرمه وشیک پوشه ...

این هارو ولش .....

اره انگار هست برم یک ذره اذیتش کنم ........اخ ..... 

انگار نمیشه اذیتش کرد ....چون بچه های دابل اس

 اونجان

حد اقل برم بغل یونگ سنگ  خیلی دلم براش تنگ 

شده ..... چی دارم میگم ...مگه عقلم و از دست دادم

خوب چکار کنم  ..... خوب اها ... اها .. بی تفاوت ازکنارشون  رد میشم .............

یک دفعه  گرمی دست کسی رو روی  دستام احساس

 کردم .......دستم رو رها کرد ..روم رو اونور کردم که

 ببینمش .....اه ..اه

 ....این عشقم توی گره دابل اس  هست (یونگ سنگ)

 .....که یهو منو جو گرفت و بغلش کردم اونم وسط بازار  همه منو داشتن 

نگاه می کردند ...... الجمله اون یکی عشقم توی دابل

 اس که اسمش هیونگ جون بود (بیبی خودمون)

  ومین هو  از بغلش جدا شدم

داستان عشق کره پارت 4

 بعد  آب دهنمو قورت دادم  . سلام کردم  ..... مینهو و

 هیون جونگ (لیدر گروه) منوداشتند میخوردند

اه یادم رفت فاطمه این هارو می شناخت

خوب فاطمه  کنارم بود  یعنی این دفعه با اون اومده بودم کره

فامه رو به گروه دابل اس و مین هو معرفی کردم

 وبعد گفتم دلم خیلی براتون تنگ شده  بود مخصوصا یونگ سنگ  مین هو یه جور منو نگاه کرد منم گفتم فعلا بای  فراموش کردم بگم من  خواننده و بازیگر هستم  اخ یادم رفت بگم اینو  امروز از شانس بدم هم خودم اجرا دارم هم مین هو

Tx2اسم گروه ما هست

 رو بخونیم  چون اخرین کنسرت گروهی مونه My love چه کنیم دیگه ما اینیم امروز اهنگ

بد بخت شدم نمی دونم چه جوری به فاطمه اینو بگم

 ......خدا رحم کنه به من........ اخه اون  عاشق

 کنسرت و عاشق بازیگری و خواننده ای به

 نام کیم هیون جونگ (لیدر گروه) آه فردا هم باید برم کنسرت گروه دابل اس  هست چون اونم عاشق دو 

نفر از گروه دابل اسه  مثل خودم .

...اونم با خودم  می برم  اونجا ... چه کنیم دیگه ....

 شاعر می فرماید :

دوست  ان باشد که گیرد دست دوست ..............در پریشانی حالی درماندگی

 ما اینیم ....کنسرت من زود تر از مین هو شروع

 میشه............. نمیشه که به کنسرت مین هو نرم

که البته زیاد علاقه ای ندارم صداشو بشنوم .... ولی

 چون بچه باحالیه میریم ............ فقط شانس بیاریم

 این فامیل هاش نباشه اگه باشه بد بخت شدم ....

او داره دیر میشه برم سوئیچ ماشینمو بگیرم بدم

 به شوفرم (ازارانیا ) رانندگی کنه  بریم سر اجرام ...

 چون تازه کلاس هشتم  هستم

وبلد نیستم رانندگی کنم برم که دیر شد

چند دقیقه بعد...............

اه رسیدم نزدیک بود دیرم بشه .... دوستام .... این جا

 چکار می کنند منظورم همون یونا و نونا هست

اَ هم .. فهمیدم  حتما ..............

 امید وارم از این 2 پارت خو شتون اومده باشه

 اگر توی این داستان چیزی بود توهین  به گروه دابل

 اس یا مین هو و گروه کارا نیست

قصد من فقط برای خنده دار شدن  داستان و هیجان انگیز شدنش بود

و به هیچ وجه قصدی به توهین دابل اس یا مینهو و

 گروه کارا ندارم .... . و نداشتم و....نخواهم داشت  

و خودم هم عاشق گروه دابل اس هستم ......و اندکی مین هو و گروه کارا رو دوست دارم

. داستان عشق کره پارت 5

 اهم فهمیدم حتما .... نه اونا برای من .......نه اصلا ممکن نیست .....وا کی دستم و گرفته ......بزار ببینم ....اه اه اه  این که مین هو هه (بچه فرهاد) اینجا چکار میکنه ........ دارم گیج میشم 

من : سلام

مینهو: سلام

من: تو اینجا چکار میکنی؟!!!

مینهو : به تو چه !!!

من: خیلی پرویی

مینهو : شوخی کردم اومدم کنسرت مینهو .....خودت اینجا چکار میکنی ؟//

من : به توچه .....شوخی کردم ....بهت برنخوره اجرا دارم

مینهو : چی باورم نمیشه ؟1!!

من: نشه بدرک من که دارم میرم.

 ...........................................................................................

چطور بود خوب بود ببخشید کم بود 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 26 شهریور 1396 09:59 ب.ظ
Hi every one, here every one is sharing such experience, therefore it's
nice to read this blog, and I used to pay a quick visit this website all the time.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 09:08 ب.ظ
Today, I went to the beach with my kids. I found a sea shell and gave it
to my 4 year old daughter and said "You can hear the ocean if you put this to your ear."
She placed the shell to her ear and screamed.

There was a hermit crab inside and it pinched her ear.

She never wants to go back! LoL I know this is completely off topic but I had to tell someone!
شنبه 31 مرداد 1394 12:07 ق.ظ
داستانت‏ ‏خیلی‏ ‏قشنگ‏ ‏بود‏ ‏تا‏ ‏اینجا‏ ‏اما‏ ‏یه‏ ‏انتقاد‏ ‏کوچولو‏ ‏دارم‏ ‏.اونم‏ ‏اینه‏ ‏که‏ ‏نباس‏ ‏میگفتی‏ ‏کلاس‏ ‏هشتمی‏ ‏.خب‏ ‏حداقل‏ ‏چند‏ ‏سال‏ ‏بالا‏ ‏تر‏ ‏بودی‏ ‏بهتر‏ ‏بود‏ ‏عزیزم.‏ ‏
السا خودم میدونم... میخواستم حال کنم راستی داستان بعدیم با نینا مدیر اینجاست... داستانمون قشنگه
پنجشنبه 1 مرداد 1394 04:31 ق.ظ
قشنگ بود
السا ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر